مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

آن کس که خریدم به دو عالم او را


آن کس که خریدم به دو عالم او را

صد حیف که عاقبت به هیچم بفروخت

 

محمد صوفی مازندرانی



جهان گل کرده یکتایی اوست


جهان گل‌کرده‌ی یکتایی اوست

ندارد شخص تنها جز خیالات

 

بیدل دهلوی



در گردن هزار تمنا فکنده ای


در گردن هزار تمنا فکنده‌ای

ای شیخ شهر، دست ز دنیا کشیده را

 

کلیم کاشانی



کنون کز رعشه پیری به جامم می نمی ماند


کنون کز رعشه‌ی پیری به جامم می نمی‌ماند

چه حاصل گر دهد دوران، شراب کامرانی را؟

 

کلیم کاشانی



نداد بوسه و این با که میتوان گفتن


نداد بوسه و این با که می‌توان گفتن؟

که تلخکامی ما ز آن دهان شیرین است

 

رهی معیری



افسانه حیات حرفی جز این نبود


افسانه‌ی حیات، حرفی جز این نبود

یا مرگ آرزو یا آرزوی مرگ

 

فخرالدین مزارعی



روز وصل است تو در کشتن من تیغ مکش


روز وصل است تو در کشتن من تیغ مکش

که شب هجر، خیال تو مرا خواهد کشت

 

هلالی جغتایی



به این سستی‌ که میبینم ز بخت نارسا بیدل


به این سستی‌ که می‌بینم ز بخت نارسا بیدل

کشد نقاش مشکل هم به دامان تو دست من

 

بیدل دهلوی



درمان دل ما نشود جز به تبسم


درمان دل ما نشود جز به تبسم

عشاق تو بیمار همین طرز علاج‌اند

 

صیدی تهرانی



این جور دیگر است که آزار عاشقان


این جور دیگر است که آزار عاشقان

چندان نمی‌کنی که به بیداد خو کنند

 

شفایی اصفهانی



بر دوش من خسته مکن دست حمایل


بر دوش من خسته مکن دست حمایل

عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته

 

ملهمی تبریزی



نفرین دگر درخور این جور ندارم


نفرین دگر درخور این جور ندارم

عاشق نشود هر که مرا از تو جدا کرد

 

حزین لاهیجی



یاغی نیم ام ترحمی ای پادشاه حسن


یاغی نی‌ام، ترحمی ای پادشاه حسن

گردن کشیده‌ام که تماشا کنم تو را

 

محمد سهرابی



جای یک زخم دگر در همه اعضایم نیست


جای یک زخم دگر در همه اعضایم نیست

بعد از این تیغ بینداز و نمکدان بردار

 

فطرت مشهدی



به دل گفتم كدامین شیوه دشوار است در عالم


به دل گفتم كدامین شیوه دشوار است در عالم؟

نفس در خون تپید و گفت پاس آشنایی‌ها

 

بیدل دهلوی