لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

رشکی آن روز که میرفت ز دنیا میگفت


«رشکی» آن روز که می‌رفت ز دنیا، می‌گفت:

«ای فلک، یار مرا یارِ که خواهی کردن؟»

 

رشکی همدانی



قاصد که تو را دید ندارد خبر از خود


قاصد که تو را دید ندارد خبر از خود

دیگر به منِ زار که آرد خبر از تو ؟

 

رشکی همدانی



دزدیده نگاهی سوی من کردی و مردم


دزدیده نگاهی سوی من کردی و مُردم

کایا ز نگه کردن پنهان چه غرض بود؟

 

رشکی همدانی



آخر به هیچ خاطرش آزرده شد ز من


آخر به هیچ، خاطرش آزرده شد ز من

ای دل ببین که طالع دشمن چه می‌کند

 

رشکی همدانی