لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

آن یار نکوی من بگرفت گلوی من


آن یار نکوی من بگرفت گلوی من

گفتا که چه می‌خواهی؟ گفتم که همین خواهم

 

مولوی



زهی صبحی که او آید نشیند بر سر بالین


زهی صبحی که او آید نشیند بر سر بالین

تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شاهانی

 

مولوی



سجاده نشین با وقاری بودم


سجاده نشین با وقاری بودم

بازیچه‌ی کودکان کویم کردی

 

مولوی



ای ز تو صد کام دلم یافته


ای ز تو صد کام دلم یافته

می‌طلبد دل ز تو کامی دگر

 

مولوی



رشک برم کاش قبا بودمی


رشک برم کاش قبا بودمی

چون که در آغوش قبا بوده‌ای

 

مولوی



خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش


خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش

بنماند چیزش الا هوس قمار دیگر

 

مولوی