لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

از تو نمانده تاب جدایی دگر مرا


از تو نمانده تاب جدایی دگر مرا

بهر خدا مرو به سفر یا ببر مرا

 

شرف جهان قزوینی



میروم خود به خبرگیری بزمش امشب


می‌روم خود به خبرگیری بزمش امشب

تاب دیر آمدن قاصد و پیغامم نیست

 

قاسمی کازرونی



بهر تو مانده بر سر زانو هزار سر


بهر تو مانده بر سر زانو هزار سر

تو سرنهاده بر سر زانوی کیستی ؟

 

میلی مشهدی



ز بیم آن که ناگه با رقیبی در سخن باشد


ز بیم آن که ناگه با رقیبی در سخن باشد

چو می‌آیم ز کویش بر قفای خود نمی‌بینم

 

رضایی کاشی



تا نداند کس که داری لطف پنهانی به من


تا نداند کس که داری لطف پنهانی به من

در میان خلق با من بر سر آزار باش

 

شرف جهان قزوینی



غم نیست گر به خنجر کین میکشد مرا


غم نیست گر به خنجر کین می‌کشد مرا

بهر رقیب می‌کشد، این می‌کشد مرا

 

شرف جهان قزوینی



به پیش او سخن از حال زار من مکنید


به پیش او سخن از حال زار من مکنید

بدین بهانه تکلم به یار من مکنید

 

شرف جهان قزوینی



بهر هزار وعده خلافی دیگر است


بهر هزار وعده‌خلافی دیگر است

گر از هزار وعده یکی را وفا کند

 

میلی مشهدی



شادم که وعده داد به فردای محشرم


شادم که وعده داد به فردای محشرم

کان روز هیچ وعده به فردا نمی‌شود

 

ضمیری



غمگین تر از آنم که مرا شاد کند کس


غمگین‌تر از آنم که مرا شاد کند کس

بی‌کس‌تر از آنم که مرا یاد کند کس

 

میلی مشهدی



امتحان نام نهد دل ستمی کز تو کشد


امتحان نام نهد دل، ستمی کز تو کشد

خویش را چند به این حیله شکیبا دارد؟

 

میلی مشهدی



رشکی آن روز که میرفت ز دنیا میگفت


«رشکی» آن روز که می‌رفت ز دنیا، می‌گفت:

«ای فلک، یار مرا یارِ که خواهی کردن؟»

 

رشکی همدانی



خوش آن ساعت که پیشش حال من گویند غمخواران


خوش آن ساعت که پیشش حال من گویند غم‌خواران

نیارم طاقت و خود نیز حرفی در میان گویم

 

شرف جهان قزوینی



من دیوانه هنگام سلام از غایت حیرت


من دیوانه هنگام سلام از غایت حیرت

ز دشنام تو خرسندم که پندارم جواب است این

 

میلی مشهدی



نیاز عاشقان معشوق را بر ناز میدارد


نیاز عاشقان، معشوق را بر ناز می‌دارد

تو سر تا پا وفا بودی، تو را من بی‌وفا کردم

 

رضایی کاشی