لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

چون بوم بر خرابه دنیا نشسته ایم


چون بوم بر خرابه‌ی دنیا نشسته‌ایم

اهل زمانه را به تماشا نشسته‌ایم

 

بر این سرای ماتم و در این دیار رنج

بیخود امید بسته و بیجا نشسته‌ایم

 

ما را غم خزان و نشاط بهار نیست

آسوده همچو خار به صحرا نشسته‌ایم

 

گر دست ما ز دامن مقصود کوته است

از پا فتاده‌ایم نه از پا نشسته‌ایم

 

تا هیچ منتظر نگذاریم مرگ را

ما رخت خویش بسته مهیا نشسته‌ایم

 

یک دم ز موج حادثه ایمن نبوده‌ایم

چون ساحلیم و بر لب دریا نشسته‌ایم

 

از عمر جز ملال ندیدیم و همچنان

چشم امید بسته به فردا نشسته‌ایم

 

آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر

چون شمع نیم‌مرده چه زیبا نشسته‌ایم

 

ای گل بر این نوای غم‌انگیز ما ببخش

کز عالمی بریده و تنها نشسته‌ایم

 

تا همچو ماهتاب بیایی به بام قصر

مانند سایه در دل شب‌ها نشسته‌ایم

 

تا با هزار ناز کنی یک نظر به ما

ما یک دل و هزار تمنا نشسته‌ایم

 

چون مرغ پرشکسته، فریدون به کنج غم

سر زیر پر کشیده شکیبا نشسته‌ایم

 

فریدون مشیری




۷ اردیبهشت ۱۳۹۷