لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

پیش آ که بخوانی رقم سینه ریشم


پیش آ که بخوانی رقم سینه‌ی ریشم

من نامه‌ی افتاده به خاک از کف خویشم

 

بیدل دهلوی



ز چشمم‌ چون نگه ‌بگذشتی و از زخم‌ محرومی


ز چشمم‌ چون نگه ‌بگذشتی و از زخم‌ محرومی

جدایی ماند چون خمیازه در آغوش مژگان‌ها

 

بیدل دهلوی



به حیرت آینه ام بی نیاز هستی بود


به حیرت، آینه‌ام بی‌نیازِ هستی بود

تو جلوه کردی و نگذاشتی به حال خودم

 

بیدل دهلوی



به مژگان گشودن نهان گشت بیدل


به مژگان گشودن نهان گشت بیدل

جمالی که پیش از نگه دیده بودم

 

بیدل دهلوی



نه اشکی زیب مژگانم نه آهی بال افغانم


نه اشکی زیب مژگانم، نه آهی بال افغانم

تپیدن هم نمی‌دانم، دل بی درد را مانم

 

بیدل دهلوی



گر به سپهرم التجاست ور مه و مهرم آشناست


گر به سپهرم التجاست ور مه و مهرم آشناست

بیدل بیکس توام، غیر تو کیست یار من ؟

 

بیدل دهلوی



غیر بار عشق هر باری که هست افکندنیست


غیر بار عشق هر باری که هست افکندنی‌ست

بیدل ار باری بری، باری به دوش این بار بر

 

بیدل دهلوی



نفس را از طواف دل چه مقدار است برگشتن


نفس را از طواف دل چه مقدار است برگشتن ؟

اگر برگردم از کویت، همین مقدار می‌گردم

 

بیدل دهلوی



زندگی بر گردن افتاده است یاران چاره چیست


زندگی بر گردن افتاده است یاران چاره چیست ؟

چند روزی هر چه باداباد، باید زیستن

 

بیدل دهلوی



خمید پیکرم از انتظار و جان به لب آمد


خمید پیکرم از انتظار و جان به لب آمد

قدح به یاد تو کج کرده‌ام بیا که نریزد

 

بیدل دهلوی



عدم کیفیتم خاصیت نقش قدم دارم


عدم کیفیتم خاصیت نقش قدم دارم

خرامی تا به زیر پای خود یابی نشانم را

 

بیدل دهلوی



نمیدانم ز بیداد دل سنگین کجا نالم


نمی‌دانم ز بیداد دل سنگین کجا نالم

شنیدن نیست آن دوشی که بردارد فعانم را

 

بیدل دهلوی



مشت خونی کز تپیدن صد جهان امید داشت


مشت خونی کز تپیدن صد جهان امید داشت

تا درت دل بود، آنسوتر نمی‌دانم چه شد

 

بیدل دهلوی



عصمت حسن یوسفی زد چاک


عصمت حسن یوسفی زد چاک

پرده‌ی طاقت زلیخا را

 

بیدل دهلوی



مرگ میخندد به فهم کامل من تا ابد


مرگ می‌خندد به فهم کامل من تا ابد

بی تو گر یک لحظه خود را زنده باور می‌کنم

 

بیدل دهلوی